پژوهشی تازه نشان می‌دهد اینفلوئنسرهای سیاسی برخلاف تصور رایج، سیاست را ساده‌سازی نمی‌کنند؛ بلکه بیش از رسانه‌های حرفه‌ای بر تأثیر تصمیمات سیاسی بر زندگی مردم تمرکز دارند.

مقایسه تحلیل سیاسی روز توسط اینفلوئنسرها با رسانه‌های خبری در یوتیوب

به گزارش تازه‌نیوز، بر اساس تحقیق روی ۹۶۳ ویدئوی یوتیوب از ۶۵۸ کانال، معادل حدود ۱.۶۸ میلیون کلمه، اینفلوئنسرهای سیاسی برخلاف تصور رایج، لزوماً سیاست را ساده‌سازی یا سطحی نمی‌کنند؛ آنها در بسیاری موارد همان چارچوب‌های اصلی رسانه‌های حرفه‌ای را به کار می‌گیرند، اما بیشتر از رسانه‌های خبری درباره این صحبت می‌کنند که چه کسی از یک سیاست سود می‌برد، چه کسی هزینه آن را می‌پردازد و پیامدهای آن برای زندگی مردم چیست.
این یافته‌ها در پژوهش انجام شده توسط ژائو پنگ از کالج امرسون بوستون و یانلینگ ژائو از دانشگاه نورث وسترن شیکاگو، در سمپوزیوم روزنامه نگاری دانشگاه نورث وسترن آمریکا{ C+J 2026} ارائه شد.
 
بررسی ۱۰ سیاست ترامپ با ۹۶۳ ویدیو یوتیوب
پژوهشگران تفسیرهای سیاسی یوتیوب درباره ۱۰ سیاست دولت ترامپ در سال ۲۰۲۵ را؛ از DOGE {وزارت کارآمدسازی دولت به سرپرستی ایلان ماسک} و تعرفه‌ها گرفته تا اخراج گسترده مهاجران، ممنوعیت تیک تاک، سیاست‌های مرتبط با هوش مصنوعی، خروج از توافق اقلیمی پاریس و قانون «بزرگ و زیبای ترامپ» بررسی کردند.
در نهایت ۹۶۳ ویدئو از ۶۵۸ کانال وارد تحلیل شد. ۶۰.۳ درصد ویدئوها متعلق به ۴۹۳ کانال اینفلوئنسری و ۳۹.۷ درصد متعلق به ۱۶۵ کانال رسانه‌ای بود. نکته جالب این بود که ویدئوهای اینفلوئنسرها تقریباً دو برابر طولانی‌تر بودند: میانه طول متن آنها ۱٬۵۳۱ کلمه بود، در حالی که این رقم برای رسانه‌ها ۷۶۸ کلمه بود.
محققان با کمک یک فرایند تحلیل مبتنی بر مدل زبانی بزرگ، ویدئوها را براساس ۱۷ چارچوب خبری بررسی کردند. دو چارچوب جدید نیز از دل داده‌ها شامل «عدم‌قطعیت و پیامدهای درجه دوم» و «اختلال در حکمرانی و اعتماد نهادی» بیرون آمد.
 
تفاوت اصلی کجاست؟
در نگاه اول، تفاوت میان اینفلوئنسرها و رسانه‌های خبری چندان زیاد نبود. هر دو گروه معمولاً سیاست‌ها را از چهار زاویه اصلی بررسی می‌کردند: تأثیرات و پیامدهای اقتصادی، ابعاد سیاسی، مسائل مربوط به قانون اساسی و دادگاه‌ها، و اینکه یک سیاست چقدر می‌تواند مشکل موردنظر را حل کند یا چقدر موفق بوده است.
اما وقتی پژوهشگران موضوع هر ویدئو را کنترل کردند، تفاوت‌های معنادارتری ظاهر شد.

اینفلوئنسرها بیشتر از رسانه‌ها از تحلیل «عدالت و برابری» استفاده می‌کردند؛ یعنی درباره توزیع منافع و هزینه‌ها، گروه‌های برخوردار و محروم و اینکه چه کسی تحت تأثیر سیاست قرار می‌گیرد صحبت می‌کردند. آنها همچنین بیشتر سراغ چارچوب اقتصادی و عدم‌قطعیت و پیامدهای درجه دوم می‌رفتند.

در مقابل، رسانه‌های حرفه‌ای بیشتر از چارچوب سیاسی استفاده می‌کردند؛ یعنی رقابت سیاسی، بازیگران سیاسی و کشمکش‌های قدرت در مرکز توضیح آنها قرار داشت.
 
اینفلوئنسرها الزاماً خبر را ساده نمی‌کنند

شاید مهم‌ترین نتیجه پژوهش همین باشد. نویسندگان می‌گویند تفاوت این دو گروه بیشتر از آنکه در نحوه تحلیل یک سیاست مشخص باشد، در این است که کدام سیاست یا کدام بخش از آن سیاست را برای تحلیل انتخاب می‌کنند.

مثلاً رسانه‌ها درباره لایحه بودجه و تعطیلی دولت بیشتر روی تعطیلی دولت، کشمکش حزبی و اختلال در عملکرد دستگاه‌های دولتی تمرکز داشتند؛ در حالی که اینفلوئنسرها بیشتر سراغ بخش‌هایی از لایحه می‌رفتند که مستقیماً با مالیات، کسورات و وضعیت مالی مخاطب ارتباط داشت.

این تفاوت حتی در انتخاب موضوعات هم دیده می‌شد: ۸۹ درصد ویدئوهای مربوط به DOGE {وزارت بهره وری} و ۷۸ درصد ویدئوهای مربوط به لایحه بودجه و تعطیلی دولت را اینفلوئنسرها تولید کرده بودند؛ در مقابل، رسانه‌ها ۸۳ درصد ویدئوهای مربوط به تعرفه‌ها و خروج آمریکا از توافق پاریس را در اختیار داشتند.
 
یک مدل متفاوت برای تحلیل سیاست

در نهایت، پژوهشگران به این نتیجه می‌رسند که اینفلوئنسرها الزاماً روایت نهادی رسانه‌ها را کنار نمی‌گذارند؛ بلکه یک لایه دیگر به آن اضافه می‌کنند: چه کسی تحت تأثیر قرار می‌گیرد، چه کسی کنار گذاشته می‌شود و بعد چه اتفاقی خواهد افتاد.

به بیان دیگر، تفاوت اصلی شاید دیگر «خبرنگار در برابر اینفلوئنسر» نباشد. هر دو می‌توانند درباره واقعیت یک سیاست صحبت کنند؛ اما یکی بیشتر از زاویه ساختار سیاسی و نهادی و دیگری از زاویه پیامد آن برای زندگی مخاطب به همان سیاست نگاه می‌کند. پژوهشگران تأکید می‌کنند این تفاوت‌ها در مجموع نسبتاً محدودند و نباید آنها را به‌عنوان دو مدل کاملاً متضاد روزنامه‌نگاری تفسیر کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین مطالب

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

نیازمندی‌ها

بازرگانی